تبليغاتX
چرکنویس
 

*بچه که بود "ش" را "ز" تلفظ میکرد!

 نمیدونم چرا وقتی مودبانه میگفت " لطفا گوش کنین " همه میخندیدن!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 21:44  توسط امیر  | 

 

*دیشب یه جا احیاء بود!

 ورودی خواهران را گذاشته بودن کنار خروجی برادران!

 خروجی خواهران هم کنار ورودی برادران!

 

 والا بخدا!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 17:56  توسط امیر  | 

 

*میگن خواب روزه دار عبادته ولی هرکی اینا گفته نمیدونه آدم، شکم خالی اصلا خوابش نمی بره ؟!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 0:7  توسط امیر  | 

 

*پلاک گذاری جدید ماشینا را دیدی ؟!

 خیلی بی هویتشون کرده، اصلا معلوم نیس اصل ونسبشون کیه... کجاییه...

 خلاصه یه جورایی خیلی بی پدر و مادر شدن!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 21:10  توسط امیر  | 

 

*مادرت تو رو نزاییده !

 تو رو ریده !

 

پ.ن: ! By Amélie Poulain ©

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 21:0  توسط امیر  | 

 

*همیشه وقتی یه فیلم ایرانی میبینم این سوال برام پیش میاد که

 تو این گوشی تلفن چی هست که وقتی قطع میشه

 حتما باید یه نگاهی بهش بندازن ؟!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 15:15  توسط امیر  | 

 

*هر ترم که میگذره ، حسرت استاد های گه ترم قبل را میخورم!

 

پ.ن: همیشه گه هایی هستن که وقتی از دستشون میدی حسرتشو میخوری!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 18:2  توسط امیر  |