تبليغاتX
چرکنویس
 
*شاید بتوانیم سرگیجه را مستی فقرا بخوانیم...
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 13:6  توسط امیر  | 

 
*چه قدر اسم "قهرمان" برازنده ی یه فلش تانک ایرانیه!
 
پ.ن: فلش تانک همان سیفونه!
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 13:44  توسط امیر  | 

 
*آقا من فقط يادم رفته بود توي آسفالت، قير بريزم!
 نميدونم چرا بايد اتهام اختلاص را به من بزنن ؟!
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 12:22  توسط امیر  | 

 
*از وقتي تو امور چاپ مجله کار پيدا کرده خيلي خوب مردم را ميچاپه....
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 13:36  توسط امیر  | 

 
*میگما! اينجور که تو به بچه ت میگی "حرومزاده"
  بیشتر از اینکه به اون فحش داده باشی داری به خودت فحش میدی...
 
پ.ن: به بچه ت که فحش ميدي بيشتر دقت کن!
 
 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 16:32  توسط امیر  | 

 
* - مرتیکه عجب آدمیه ها!
   - آره بابا خیلی گاوه!
 
پ.ن: بعضی وقتا گاو ها خیلی آدم تر از آدمان!
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 14:0  توسط امیر  |