تبليغاتX
چرکنویس
 

*جات خالی! یه امتحان دادیم در حد پارا المپیک!

 اونم در رشته ی گلبال!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 20:33  توسط امیر  | 

 

*میگن قراره فردا پرتقال پوست بکنیم!

 

پ.ن: البته پرتقال! نه پرتغال!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 22:41  توسط امیر  | 

 

*- حالا مگه چی شده ؟! یعنی حتی منم نباید بدونم ؟!

 - اتفاقا فقط تو نباید بدونی!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:38  توسط امیر  | 

 

*- حق بده! وقتی یه فیلم فرانسوی را که به لهستانی حرف میزنن و زیر نویس  انگلیسی داره را بخوای واسه یکی دیگه به فارسی ترجمه کنی، چلنگر هم باشه  گوزپیچ میشه!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 14:20  توسط امیر  | 

 

*همه فقط "نکن" بلدن بگن ...

 آخه یکی بگه چی "بکنم" ؟!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 22:9  توسط امیر  | 

 

*استاد گفت از جلسه بعدی کسی حق نداره دیر بیاد سر کلاس...

 منم حرفشو گوش کردم! دیگه نرفتم سر کلاس!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 7:47  توسط امیر  | 

 

*من مطمئن نیستم تو ببینی!

 تو میبینی یا فقط نیگاه میکنی ؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 16:3  توسط امیر  | 

 

*یه ندایی از خدا میگفت:

 "صداقت واست پول نمیشه احمق! "

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 0:34  توسط امیر  | 

 

*میدونم تقصیر خودت نیس!

 اون موقعی که توی صف، شعور تقسیم میکردن، تو ، توی صف توالت بودی!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 22:32  توسط امیر  | 

 

*بازم نزدیک تابستون شد و آستین کوتاه باید پوشید !

 و دوباره بدن بازی ها!

 ببخشید! بدنسازی ها شلوغ شد !

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 22:41  توسط امیر  |