*ده دو صفر... 10.00...
.
.
.
فرا ناپلئونی پاس شدم!
*هیچ ربطی به چرکنویس نداره ولی فکر میکنم از قبلی بهتره...
*در ادامه تحریم های علیه دانمارک،
تا اطلاع ثانوی خرید و فروش هر گونه شیرینی دانمارکی تحریم میشود...
*پس فردا قراره ولنتاین بشه،
من هنوز یه نفر پیدا نکردم که بهم کادو بده…
پ.ن: ایشالا تا پس فردا یکی پیدا میشه! اونم با کادو!
*بچه که بودیم همه خرمون میکردن! حتی معلم قرآن!
" خواننده های لوس آنجلسی، از رو آهنگهای مذهبی ما آهنگ میسازن ! "
*دوربین های جدیدا که ندیدی!
500 برابر 1000 برابر میکنن!
تا فیها خالدون آدمو می بینن! عکس میگیرن، میندازن رو اینترنت!
*بدبخت!
میخوای شوهر کنی چیکار ؟!
پس فردا بچه دار میشی باید بشینی تو خونه، کون بچه بشوری!
(کافه ستاره)
*- تو نمیای با هم بریم... دوشنبه شب دارم می پرم ها... فرانسه،کانادا، یحتمل یو. اس. آ.
- بی عرضه... آدم ساندویچشو که نمیبره رستوران.
- ساندویچ چیه... تو شاتو بریان منی عزیزم.
- ببین دلبندم... من گوشتم نپزه... تو گلوت گیر میکنه!
- اگه هیچ وقت منو نبینی چی؟
- یه خر دیگه پیدا میکنم مثل تو!
- خاک بر سرت... اقلا یه خورده احساسات خرج کن.
*مثل خوره افتاده بود به جونم!
اسم پدر پسر شجاع ، چی بود؟!
.
.
.
بالاخره! یادم اومد!
.
.
پدر پسر شجاع!
پ.ن: حالا موندم قبل از به دنیا اومدن پسر شجاع، اسم پدر پسر شجاع چی بود؟!
(اقتباس از کامنت الف.میم)
*زیاد مهم نیست ولی…
نمیدونم چون ساعتم خوابیده بود، رفتم "زمان می ایستد" یا چون "زمان می ایستد" رفتم، ساعتم خوابید...
*چقدر متنفرم!
حرف که ندارن، میپرسن:
"خب،امیر آقا ایشالا چند ترم دیگه تموم میشی؟! "
پ.ن: آخه من چه جوری حالی اینا بکنم من تموم نمیشم، اخراج میشم!